محمد انجیدنی

مسائل حقوقی در مباحث بین الملل ( عمومی و خصوصی )، چکیده های حقوقی، برداشت های شخصی، بیان عقاید و اندیشه ها

محمد انجیدنی

مسائل حقوقی در مباحث بین الملل ( عمومی و خصوصی )، چکیده های حقوقی، برداشت های شخصی، بیان عقاید و اندیشه ها

محمد انجیدنی
این سایت، متعلق به محمد انجیدنی است که حاوی مسائل حقوقی در مباحث بین الملل اعم از عمومی و خصوصی ( تابعیت، مهاجرت، اقامت، انعقاد قرارداد در سطح بین المللی، دعاوی بین المللی بین اشخاص، تحلیل و بررسی پرونده های دیوان بین المللی دادگستری، تحلیل و بررسی سیاست بین الملل، تنش ها و تحرکات بین المللی، تحلیل موارد و اعمال ناقضان حقوق بشر )، حقوق حیوانات و محیط زیست، چکیده های حقوقی، برداشت های شخصی و بیان اندیشه ها و عقاید
( هرگونه کپی برداری فقط با ذکر نام منبع بلا مانع است )
شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۸، ۱۲:۵۰ ب.ظ

زمینه های پیروزی انقلاب ایران

گزارشی از بررسی زمینه های پیروزی انقلاب ایران


برای یافتن زمینه های پیروزی انقلاب ایران، نخست عناصر متمایز کننده ایران از سایر کشورها در سال ۱٣۵٧ خورشیدی را بررسی کردم و به موضوع نفت رسیدم. پس از آن به کتاب "آینده قدرت" اثر جوزف نای، پرداختم. او عناصر قدرت را تقسیم کرده است و در زمینه قدرت اقتصادی و آثار نفت و گاز بر آن وجهه از قدرت، نوشته است:

مائوتسه یونگ زمانی گفته بود که قدرت از لوله تفنگ بیرون می آید، اینک اما بسیاری بشکه نفت را منبع قدرت میدانند. نفت هم با لحاظ اقتصادی و هم سیاسی، مهم ترین ماده خام جهان است و احتمالا در قرن کنونی نیز نقش خود را به عنوان یک منبع حیاتی انرژی هم چنان حفظ خواهد کرد. آمریکا %٢۰ درصد نفت جهان را مصرف میکند (در قیاس با ٨درصد مصرف چین با وجود شتاب بیش تر آن). حتی با ملاحظه رشد شتابان چین؛ ذخیره نفت جهان با این زودی ته نخواهد کشید. ذخایر شناخته شده نفت جهان بیش از یک تریلیون بشکه است و احتمال کشف ذخایر بیشتر نیز وجود دارد. در عین حال بیش از %۶۶ ذخایر نفتی جهان در خلیج پارس قرار دارند که در برابر اختلالاتی سیاسی، با آثار ویران گر بر اقتصاد جهان، آسیب پذیرند.

ساختار، قواعد، هنجارها و نهادهای مؤثر بر بازارهای نفت، طی دهه ها دچار نوسانات شدید بوده است. در سال ۱٩۶۰، رژیم نفتی جهان متکی بر انحصارهای خصوصی بود که پیوندهایی نزدیک با کشورهای مصرف کننده عمده داشتند. هفت شرکت بزرگ فراملیتی نفتی، عمدتا با تبار انگلیسی و آمریکایی که گاه "هفت خواهران" نامیده میشدند، بر سر میزان تولید تصمیم میگرفتند. قیمت نفت با میزان تولید شرکت های بزرگ و میزان تقاضا در کشورهای پولداری داشت که خریدار بیشتر نفت بودند. شرکت های فراملیتی نرخ تولید را مشخص میکردند و بهای آن نیز در چهارچوب شرایط موجود در کشورهای پولدار تعیین میشد. قدرتمندترین کشورها در نظام بین المللی، با لحاظ معیار سنتی نظامی، هراز گاهی برای حفظ ساختار نابرابر بازارهای نفتی آستین بالا میزدند. با عنوان مثال، در سال ۱٩۵٣؛ انگلیس و آمریکا، رودرروی جنبش ناسونالیستی ایران که در صدد سرنگونی شاه ایران بود، برای بازگرداندن تاج و تخت وی، با تمهیداتی پنهان، در این کشور مداخله کردند.

در پی بحران نفتی سال ۱٩٧٣، تحول زیادی در نظام جهانی حاکم بر بازارهای نفت رخ داد و جا به جایی هنگفتی میان پول و قدرت کشورهای پولدار و کشورهای نسبتا ضعیف صورت گرفت. کشورهای تولید کننده شروع به تعیین میزان تولید خود و به دنبال آن قیمت کردند_دربرابر نقش انحصاری بازارهای کشورهای پولدار در قیمت گذاری؛ غالبا دست به دست دادن کشورهای تولیدکننده نفت و شکل گیری اوپک [توسط ایران] را منشأ چنین تحولی میدانند_ درحالیکه اوپک در سال ۱٩۶۰ تشکیل شد و تحول بنیانی موصوف بیش از دهه ای بعد از آن، در سال ۱٩٧٣ رخ داد. در سال ۱٩۶۰ نیمی از کشورهای عضو اوپک جزء مستعمرات اروپایی به حساب می آمدند، در سال ۱٩٧٣ اما نیمی از آنها استقلال یافته بودند. خیزش ناسیونالیسم ملازم با افزایش هزینه های مداخله نظامی بود. استفاده از زور علیه ناسیونالیسمی بیدار شده و مردمی رهیده از چنگ استعمار، پرهزینه تر خواهید بود. مداخله آمریکا و بریتانیا در ایران؛ در سال ۱٩۵٣، در کوتاه مدت شاید هزینه ای چندان نداشت؛ چنان چه آمریکایی ها با ایستادن دربرابر انقلاب ایران میکوشیدند تخت و تاج شاه را برایش حفظ کنند، هزینه هایشان سرسام آور میشد. تقارن نسبی قدرت اقتصادی در بازارهای نفتی نیز متحول شد. کشورهای عربی در خلال دو جنگ خاورمیانه، در سال های ۱٩۵۶ و ۱٩۶٧، برای اعمال تحریمی نفتی میکوشیدند؛ اما تلاش های این کشورها در شرایطی که تولید نفت آمریکا پاسخ گوی کمبود حاصل از توقف جریان نفت کشورهای عربی به کشورهای اروپایی بود، با آسانی خنثی شد، در سال ۱٩٧۱ به محض رسیدن تولید آمریکا به حداکثر نصاب ممکن و شروع واردات نفت؛ اهرم ایجاد تعادل در بازار به دست کشورهایی چون عربستان سعودی و ایران افتاد. آمریکا در این شرایط دیگر تولیدکننده ای گره گشا؛ با توان جبران کمبودهای نفتی، محسوب نمیشد.

"هفت خواهران" نیز در این فاصله با تدریج قدرتشان را از کف دادند. یکی از دلایل آن؛ کاهش تدریجی قدرت چانه زنی این شرکت ها با کشورهای تولیدکننده بود. زمانی که شرکتی فراملیتی با قصد یک سرمایه گذاری جدید قدم به کشوری برخوردار از منابعی سرشار میگذارد، چه بسا نتیجه معامله؛ دست یابی این شرکت به بخش عمده منافع مشترک باشد. از منظر کشوری فقیر؛ حضور یک کشور فراملیتی در فرآیند توسعه منابع این کشور، موجب بهبود شرایط أن خواهد شد. یک شرکت فراملیتی در مراحل اولیه، با برخورداری از انحصار سرمایه؛ فناوری و دسترسی به بازارهای جهانی، در چانه زنی با کشوری فقیر؛ بیشترین سهم را عاید خود میسازد. اما با گذشت زمان، این شرکت در هر صورت ناگزیر از انتقال منابع به کشور فقیر و نیز آموزش عناصر محلی؛ خواهد بود. _البته نه باخاطر خدا که در چهارچوب روند متعارف معاملات تجاری_ کشورفقیر در نهایت خواهان سهمی بالاتر خواهد شد. در چنین شرایطی شرکت فراملیتی، تهدید کناره گیری از عملیات را پیش میکشد و نیز کشور فقیر نیز در برابر تهدید، عهده دار شدن بی واسطه این عملیات را؛ با ویژه بازار مواد خام، در فرایند چانه زنی های آن با کشورمیزبان، با تدریج تحلیل می رود. با ورود شرکت های فراملیتی جدید به بازار نفت ، درواقع "پسرعموهای کوچک" نیز به '"هفت خواهران"پیوستند. این شرکت ها که نه در حد قد و قواره "هفت خواهران" اما با هرحال بزرگ بودند، با تدریج خود وارد معامله با کشورهای تولید کننده نفت شدند. همین رقابت موجب کاهش بیشتر سهم بزرگ ترین فراملیتی ها در ساختاربندی بازار شد. درهرحال؛ شش شرکت از بزرگ ترین شرکت های فراملیتی، تنها بر %۵ ذخایر نفتی جهان مسلط اند و کنترل بقیه را شرکت های دولتی برعهده دارند.

با این مقدمه در کشور ایران، گروه های ضد سلطنتی، تحرکات بیشتری یافتند. اما این بار حزب توده و ناسیونالیست ها تنها نبودند، بلکه جریان اسلامی که از اعتقادات و باورهای قلبی مردم نشأت میگرفت نیز بر این امر تأثیرگذار بود علاوه بر آن که رهبری این جریان را یک مجتهد دینی برعهده داشت. "هفت خواهران" که از عمل کردهای شاه ایران در اوپک ناراضی بودند، سعی بر احداث گذرگاهی برای طیف انقلابیون داشتند تا پس از آن، جریان انقلاب را خود برعهده بگیرد. شاه که گمان میبرد آمریکا این بار نیز او را از معرکه نجات میدهد، به آمریکا سفر کرد. اما سازمان C.I.A در بازجویی ها در زندان قصر؛ عده ای از اپوزوسیون را شناسایی کرد و تلاش کرد تا با رهایی آنان، مدیریت انقلاب را پس از پیروزی و با وقوع یک کودتای از پیش برنامه ریزی شده، برعهده آنان بگذارد. یکی از این اشخاص در بند، مسعود رجوی، از جمله توده ای های به نام در ایران بود که رهبری گروه "مجاهدین خلق" را برعهده داشت. مسعود رجوی یک توده ای بود که برای رسیدن به قدرت، اوامر ایالات متحده آمریکا را اجرا میکرد.

در جریان انقلاب کشورهای عرب زبان شمال آفریقا، با ویژه مصر، تونس و لیبی؛ نقش ایالات متحده آمریکا غیرقابل انکار است؛ چه پیش از آن و چه پس از آن که با شکل دهی به کودتا توسط ایالات متحده آمریکا، انقلاب به آن مسیری رفت که موردپسند ایالات متحده آمریکا بود؛ اما چیزی که انقلاب ایران را نگاه داشت، باور دینی مردم و رهبری یک مجتهد دینی بود که تنها نقطه مشترک برای حفظ تمامیت سرزمینی، در آن سال ها دین مشترک محسوب میشد.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی